سیب گلاب

نوای قلم سابق!

سیب گلاب

نوای قلم سابق!

من خدایی دارم،که در این نزدیکی هاست
نه در آن بالاها
مهربان،خوب،قشنگ
چهره اش نورانی ست
گهگاهی سخنی میگوید ،با دل کوچک من،
ساده تر از سخن ساده من
او مرا میفهمد

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی

یک جرعه کتاب!

شنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۴، ۰۱:۴۳ ق.ظ

وقتی ظهر با اکراه تمام گوشی رو گذاشتم کنار و دست جلو بردم و برش داشتم فکر نمیکردم جذب کلمه کلمه اش بشم وساعتها دل بکنم از گوشی و نت و تلگرام و دوستام و...

و دل بدم بهش وتا ساعت1:12دقیقه بامداد بشینم و بخونمش و تموم کنم.

فکر نمیکردم دلم یواشکی تو گوشم بگه ای کاش یه ماژیک(از این مدلا که واسه علامت زدن متنه)داشتم و سرآغاز هر سطر رو که از اون کتاب تفسیر جامعه بود هایلایت!کنم تا هر چند وقتبرم بخونمش بلکه یکم تاریکی های دلم روشن بشه شاید!

فکر نمیکردم روحم اینقدر تشنه باشه که به محض خوندن اولین صفحه مثل ماهیی که به آب رسیده خودش رو بسپاره به آغوش دریا و دوباره به حیات برسه و سطر به سطر کتاب رو با دل و جون بخونه.

فکر نمیکردم آرامش دلم جایی لابلای این سنگ های فیروزه است نه سنگهای سخت و خشن....

اما بود.....

اونقدر بود که همه ی سنگهای خشن رو بریزم دور

حس میکنم یه جونی گرفت 

چقدر کتاب دست گرفتن و ورق زدن و سطر به سطر و با اشتیاق خوندن کلمات و حرفا معجزه میکنه

چه حیف که مدتها دور بودم از اعجازی که خدا لابلای سطرها پنهان میکنه

قرار نیست لو بدم داستان رو و خدا کنه که لو ندم که اگه لو بره حق نویسنده گردنمه و.... :(      [هرچند حس میکنم لو دادم بخش زیادیش رو :(      ]

وقتی به وسطاش رسیدم

نگاش کردم گفتم بنظرت میرسن به هم؟

گفت قرار نیست هر دوست داشتنی سرانجامش بهم رسیدن باشه....

اما

اما دلم میگه اگه دوست داشتن خدایی باشه و حقیقی سرانجامی جز رسیدن نداره

جز رسیدن نداره وقتی از کسی بخوای که خیر عالمیان رو میخواد

دلم میگه رسیدن باور داره که رسیدن

چون کلمه کلمه کتاب فریاد میزنن این حقیقت پنهان شده در وجودشون رو کافیه فقط کمی با دقت بهشون گوش بدید و از کنارشون سرسری رد نشید....


دلم میخواست بیام و اینجا بگم چی تو دلمه اما خب نمیشه و حیف که نمیشه....

اما

اگه میخواید امام مهربون رو (نمیدونم چی بگم )

اگه یه عشق قشنگ رو میخواین ببینید


این پیشنهاد رو از خواهر کوچیکتون قبول کنید و رمان پنج شنبه فیروزه ای   

رو از دست ندین..(حیف که بیان تو فونت هاش فیروزه ای نداره)


پ.ن:همیشه حسرت وقتایی رو میخورم که میگم حالا ولش کن وقت واسه ذخیره هست اما خب یه برق رفتن یه قطع نت یه برگشت به قبل ساده میتونه بهترین نوشته رو حذف کنه و چقدر حیف که همیشه اولین نوشته ام زیباترینه و هیچ نوشته ای بعد از اون به زیبایی اول نمیشه.....

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۱۱/۰۳
زهرا غلامی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">