سیب گلاب

نوای قلم سابق!

سیب گلاب

نوای قلم سابق!

من خدایی دارم،که در این نزدیکی هاست
نه در آن بالاها
مهربان،خوب،قشنگ
چهره اش نورانی ست
گهگاهی سخنی میگوید ،با دل کوچک من،
ساده تر از سخن ساده من
او مرا میفهمد

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی

تاجر آینده نفت

شنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۰۴ ب.ظ
سر شام مثل همیشه با مادر خانومی و آبجی خانوم درمورد مسائل کشور صحبت میکردیم که
 بحث رسید به بودجه سال95.

مادر خانومی گفت نفت تو بودجه گفتن 35 دلار
گفتم که مادر خانومیییی نفت که بشکه ای25 دلاره!
و بحث ادامه یافت

ناگهان جرقه ای در ذهنم زده شد که!
با یه حساب سر انگشتی متوجه شدم که نفت بشکه ای(خیلی گرون حساب کنیم) میشه100هزار تومن!!!
یه نگاه به مادر خانومی یه نگاه به آبجی خانوم کردم!

یه نگاه به حساب بانکی موجود در بانک خیالی ذهنم و جیب بابا خان
 در نهایت تصمیمم را اعلام کردم که!!!

من میخوام برم یکی دوتا بشــــــــــــکه نفـــــــــت بخرم!
در برابر نگاه متعجب مادرخانومی که دلیل این تصمیم رو میخواستن بدونن
اینجور گفتم که
"اینجور که این بز
عه عه ببخشید ب.ز
:|  کرسنتی منظورم بود.
داره نفت رو با نی میشه بالا و کوفت میکنه دو پس فردا نفت تـــــــــــه میکشه و الفاتحه
بنابراین ملت نیاز مبرم به نفت دارن
منم با نگهداری
(همون احتکار خودمون البته در برابر دولت) اون بشکه ها در اون روزهای بی نفتی میشم تاجر نفت و .... دیگه دیگه (هیچ تاجری اصرارش رو لو نمیده)"
و بی توجه به چهره ای خندان
مادر خانومی و آبجی خانوم
با همون چهره ی
به ادامه ی شام توجه نمودم و اصلا به روم نیاوردم که خودم در این حالم.
والا میخندیدم که چی؟
 بعد میگن جوون مملکت بیکاره خب فکر به این خوبی  چرا جدی نمیگیرن آدم رو والا!!!!
موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۴/۱۰/۲۶
زهرا غلامی

تجارت

نفت

نظرات  (۱)

۲۷ دی ۹۴ ، ۰۰:۱۴ آبجی خانوم
تاجر ورشکسته   بر گرد به باغ پسته
نه نه
این مال یکی دیگه بود :/
پاسخ:
اون که پسته نداره بابا
نون نفت میخوره :/ 
اه حالم بهم خورد >_<

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">